الشيخ الصدوق ( مترجم وگلچين : محمد حسين صفاخواه )
109
گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى )
حقّ پدرت ، آن است كه : بدانى او اصل وجود تو است ، كه اگر نمىبود ، تو هم نبودى . پس هر نيكى در خودت ديدى كه از آن شگفتزده شدى ، بدان كه پدرت ، اصل نعمت بر تو در آن خير بوده است . پس خدا را به اندازهء آن حمد و شكر كن . و نيرويى جز به سبب خدا نيست . حقّ فرزندت ، اين است كه : بدانى از تو است ، و در دنياى گذرا ، به خير و شرّ خود ، وابستهء تو است . و تو در برابر سرپرستى او مسئولى كه او را نيكو ادب نمايى ، به سوى خداى عزّ و جلّ راهنمايى كنى ، و در طاعت خدا به او كمك رسانى . پس در كارهاى او بكوش ، مانند كوشيدن كسى كه مىداند در نيكى به او پاداش مىگيرد . و اگر با او بدرفتارى كند ، عقاب مىشود . حقّ برادرت ، اين است كه : بدانى دست تو و مايهء عزّت و قدرت تو است ، پس او را سلاحى بر معصيت خدا مگير ، و براى ظلم كردن بر آفريدگان خدا ، او را وسيلهاى مساز . و در برابر دشمنش ، يارى او را رها مكن . و از خيرخواهى نسبت به او دريغ مدار . اگر اوامر خداى تعالى از پيروى كرد ، چه بهتر . و اگر چنين نكرد ، خدا را گرامىتر از او نزد خودت بدان . و نيرويى جز به سبب خدا نيست .